گل خونی

گل خونی
پارت 30

تهیونگ و شوگا داشتن به هم نگاه میردن و میخدین که یک دفع جونگکوک و جیمین  به اونا نگاه کردن و دیدن اونا دارن میخندن

- بع چی میخندین بگین ما هم بخندیم
 
+ هیچی بستنی تو بخور و بریم دور بزنیم و بریم خونه منو شوگا خوابمون میاد

# خوابتون میاد یا یکار دیگه میخوای بکنین

& چی میگی من فقط خوابمون میاد تازه منو تهیونگ فقط اون کارو  روی شما میکنیم نه کس دیگه

# خب باشه بریم خونه منم خسته شودم پام داره میترکه

& باشع بریم

چهار نفرشون سوار ماشین شدن و رفتن خونه تهیونگ درو باز کرد و رفتن داخل خونه  جونگکوک رفت توی اتاق خودشو تهیونگ که لباس شود در بیاره و تهیونگ رفت اب بخوره شوگا هم رفت سمت یخچال که یک چیزی بیاره که بخوره جیمین هم خودشو انداخت روی مبل

- جیمین

# هااااا

- بیا کارت دارم

# باشع

جیمین با بدبختی بلند شد رفت توی اتاق دید که زیپ شلوار جونگکوک به دیگش گیر کرده جونگکوک درحال گربه کردن

# تهیونگ بیا شوگا تو نیا

+ چی شده

& چرا

# چون تو نمیتونی هیچی ولش نیا بعدا بهت میگم چرا

تهیونگ  با  عجله رفت ................

شرایط
لایک : 11
کامنت : ۱۰
دیدگاه ها (۱۹)

گل خونی پارت 31تهیونگ  با  عجله رفت توی اتاق که جونگکوک رو ت...

گل خونی پارت 32 + تو همینجا بمون من برم وقت بگیرم بیام که بر...

گل خونی پارت 26تهیونگ رفت به جیمین و شوگا گفت + ما نمیایم شم...

گل خونی پارت 27تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و  سوار ماشین شدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط