من از برای مصلحت در این دنیا حبس مانده ام

من از برای مصلحت در این دنیا حبس مانده ام
حبس از کجا .من از کجا مال که را دزدیده ام
تو مست مست سرخوشی و مست بی سر سر خوشیم
تو عاشق خندان لبی
من بی دهان خندیده ام .
دیدگاه ها (۱)

بس که می‌ترسم از جدایی هامی‌گریزم ز آشنایی هاآرزو را به سینه...

کجاستجایرسیدنوپهن کردن یک فرش وبی خیال نشستن ...سهراب‌سپهری

عشق مزیت دو فردیستکه دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند.

تقدیم با عشق دوستان عزیز

عشق فاصله را نمیشناسددوری را نمیفهمد،جدایی را درک نمیکندکاری...

شعر از عصبانی‌ترین و عاشق‌ترین شاعر دنیا :تو غلط میکنی این گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط