‌

‌
قبلا می توانستم دختری بی فکر و بی خیال و آسوده باشم، چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم! ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگ خواهم داشت و هر وقت که تو از من دور باشی به همه ی اتومبیل هایی فکر می کنم که ممکن است تو را زیر بگیرند یا همه ی تخته های اعلامیه ای که ممکن است روی سرت بیفتد و یا همه ی میکروب های وحشتناکی که ممکن است بخوری. آرامش خیالم تا ابد از بین رفته است!
#جین_وبستر
📚 بابا لنگ دراز‌
‌

#عکس #زندگی #هنر #کپشن_خاص #نوشته_خاص #هنرمند#متن_خاص #نوشته_زیبا#تکست_خاص#کپشن#عکسنوشته_خاص#عکس_خاص#عکس_متن#عکس_هنری#نوشته_ناب#دلنوشته
دیدگاه ها (۱)

‌چشم هایشچراغ جادو اند...نگاهشان که میکنم،آرزوهایم یکی یکی ب...

‌ناگهان،تَرکت می کنم !چنان کهروح بعد عمری وفاداری، بدن را......

‌لطفاً...یک بار دیگر،در لحظه ای که نمی دانم،با بوسه ایمرا غا...

‌هرچه داری به پای زندگی بریزتا مرگ نتواند چیزی با خود ببرد.....

‌ ‌عشق تو مرا آدم بدی کرده است حسود..حساس..زودرنج ..مرا ببخش...

‌اندر تنِ من ...جان و رگ و خون همه اوست !#مولانای_جان‌‌#عکس ...

‌اصیل که باشی جنس متعهد بودن را خوب میدانیعالم و آدم هم بیای...

‌همه آدم‌ها مانند ماه هستندقسمت تاریکی دارند که هرگز به کسی ...

قبلا می توانستم دختری بی ‌فکر و بی ‌خیال و آسوده باشم چون چی...

قبلا می توانستم دختری بی‌فکر و بی‌خیال و آسوده باشم، چون چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط