اگر سوادی لیلی در سرت افتاده مجنون شو*

اگر سوادی لیلی در سرت افتاده مجنون شو*
که هرشهری به صحرای جنون دروازه ای دارد*
دیدگاه ها (۴)

دل بیچاره چه سازد که تو صیدش خواهی*آن کبوترچه کندکه عقبش شاه...

فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت*که شکیب دل من دامن فریاد گ...

شعر ممنوعه ای...نمی شود تورا خواند، تورا نوشتنمی شود بلند صد...

رفتی...بی آنکه مرا بخدا بسپاری نمیدانم خدارا از یاد برده ای ...

وقت نشستن نیست! باید برخاست!باید برخاست وحماسه‌ای دیگر آفرید...

حاء و سین و یاء و نون، دلها شده غرق جنونمی‌شود محزون و خون، ...

پلنگ سنگی دروازه‌های بستۀ شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط