𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩
𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩
𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟑𝟏
- باید برای تاوان کارات باهام همکاری کنی تا به هدفم برسم !
- یعنی حروم*زاده هااا؟
هانا با داد خطاب به جونگ کوک گفت که تنها پوزخند جونگ کوک رفته رفته پررنگ تر میشد..
- سادس باید کاری که من میخوام رو انجام بدی!
هانا از عصبانیت دندون هاشو روی هم فشار میداد و سعی میکرد مثل یک گرگ به جون جونگ کوک نیوفته !
هه عالیه..
بهتر از این نمیشد!
دختر کارش به کجا رسیده بود که یکی دیگه براش تصمیم میگرفت و دستور میداد که چه کاری انجام بده و چه کاری نه!
اینهمه تلاش و سختی تحمل کرده بود اخرم شده بود عروسک این اقا !
اگه ع*ن تو دهن این مرتیکه نکنه هانا نیست...
- و چی باعث شده فکر کنی منم مثل بقیه بهت میگم چشم ؟
جونگ کوک پوزخند شیطانی زد و نزدیک صورت دختر شد و با فرو بردن دستش تو موهای دختر سعی داشت اعصاب دختر رو قلقلک بده !
- به هر حال این چشم از دهنت بیرون میاد چه با زور کتک کاری یا بدون زور.. تصمیم با خودته عزیزم !
دختر کلشو به عقب پرت کرد که حداقل دست مرد دیگه نتونه موهاش رو لمس کنه اما مرد خیلی تخس بود و باز دوباره دستشو لای موهاش کرد..
چقدر دوست داشت قلم دستشو بشکنه!
- دست نزن !
جونگ کوک مثل خود دختر جوابش رو داد:
- اگه بزنم ؟
هانا کلافه پوفی کرد و با صدایی که با داد فرقی نداشت تو صورت مرد کوبید :
- لعنتی تاحالا موی یه دختر رو لمس نکرده بودی که قفلی زدی رو موی من ؟
- صلاح نمیبینم به تو جوابی پس بدم !
جونگ کوک بعد از بیان جمله اش چند رشته موی دختر رو دور انگشت اشاره اش پیچید و به سمت پایین کشیدش که داد دختر بلند شد ..
- ایی .. اخ .. فا*ک.. بهتت اییی ول.. کنننن
- بد دهن هم بودی ؟
هانا به قولی که چند دقیقه پیش پیش خودش داده بود رو شکست و حاضر جوابی کرد ..
- اره بلد بودم میخوای الان چند تاشو بهت تقدیم کنم ؟
جونگ کوک هم از حرص مو های دختر رو بیشتر کشید :
-عاییی باشهه ... گ*وه خوردم.. ول کن... اخخخ لعنتی!
جونگ کوک بلاخره رضایت داد و موهای حالت دار دختر رو ول کرد و دردی که توی سر هانا پیچیده بود به ثانیه نکشید محو شد..
- چه کاری میخوای انجام بدم ؟ اگه خلاف قانون باشه ترجیح میدم جنازمو ببینی تا همکاریمو !
- ولی شما همونی نبودی چند ساعت پیش کار غیر قانونی کردی؟
هانا که از عصبانیت مثل گوجه صورتش سرخ شده بود تنها صدای نفس های عمیقش رو تقدیم جونگ کوک کرد ..
- میخوام کمکم کنی که از مکان و هویت بلک باخبر بشم !
دوستان تو اسلاید بعدی ببینید بلک داستانمون رو چجوری کشیدمم عرررقف۶هقخشنتخحجم..
و راستی راجب اینکه بگم کی زنه بلکه...
میدونستید بلک گیه ؟😍
شرط : ۵۵ لایک ۸۰ کامنت
#فیک #فیکشن #داستان #رمان #تهیونگ #جونگکوک #جیمین #جیهوپ #شوگا #جین #نامجون #تاوان_حقیقت
𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟑𝟏
- باید برای تاوان کارات باهام همکاری کنی تا به هدفم برسم !
- یعنی حروم*زاده هااا؟
هانا با داد خطاب به جونگ کوک گفت که تنها پوزخند جونگ کوک رفته رفته پررنگ تر میشد..
- سادس باید کاری که من میخوام رو انجام بدی!
هانا از عصبانیت دندون هاشو روی هم فشار میداد و سعی میکرد مثل یک گرگ به جون جونگ کوک نیوفته !
هه عالیه..
بهتر از این نمیشد!
دختر کارش به کجا رسیده بود که یکی دیگه براش تصمیم میگرفت و دستور میداد که چه کاری انجام بده و چه کاری نه!
اینهمه تلاش و سختی تحمل کرده بود اخرم شده بود عروسک این اقا !
اگه ع*ن تو دهن این مرتیکه نکنه هانا نیست...
- و چی باعث شده فکر کنی منم مثل بقیه بهت میگم چشم ؟
جونگ کوک پوزخند شیطانی زد و نزدیک صورت دختر شد و با فرو بردن دستش تو موهای دختر سعی داشت اعصاب دختر رو قلقلک بده !
- به هر حال این چشم از دهنت بیرون میاد چه با زور کتک کاری یا بدون زور.. تصمیم با خودته عزیزم !
دختر کلشو به عقب پرت کرد که حداقل دست مرد دیگه نتونه موهاش رو لمس کنه اما مرد خیلی تخس بود و باز دوباره دستشو لای موهاش کرد..
چقدر دوست داشت قلم دستشو بشکنه!
- دست نزن !
جونگ کوک مثل خود دختر جوابش رو داد:
- اگه بزنم ؟
هانا کلافه پوفی کرد و با صدایی که با داد فرقی نداشت تو صورت مرد کوبید :
- لعنتی تاحالا موی یه دختر رو لمس نکرده بودی که قفلی زدی رو موی من ؟
- صلاح نمیبینم به تو جوابی پس بدم !
جونگ کوک بعد از بیان جمله اش چند رشته موی دختر رو دور انگشت اشاره اش پیچید و به سمت پایین کشیدش که داد دختر بلند شد ..
- ایی .. اخ .. فا*ک.. بهتت اییی ول.. کنننن
- بد دهن هم بودی ؟
هانا به قولی که چند دقیقه پیش پیش خودش داده بود رو شکست و حاضر جوابی کرد ..
- اره بلد بودم میخوای الان چند تاشو بهت تقدیم کنم ؟
جونگ کوک هم از حرص مو های دختر رو بیشتر کشید :
-عاییی باشهه ... گ*وه خوردم.. ول کن... اخخخ لعنتی!
جونگ کوک بلاخره رضایت داد و موهای حالت دار دختر رو ول کرد و دردی که توی سر هانا پیچیده بود به ثانیه نکشید محو شد..
- چه کاری میخوای انجام بدم ؟ اگه خلاف قانون باشه ترجیح میدم جنازمو ببینی تا همکاریمو !
- ولی شما همونی نبودی چند ساعت پیش کار غیر قانونی کردی؟
هانا که از عصبانیت مثل گوجه صورتش سرخ شده بود تنها صدای نفس های عمیقش رو تقدیم جونگ کوک کرد ..
- میخوام کمکم کنی که از مکان و هویت بلک باخبر بشم !
دوستان تو اسلاید بعدی ببینید بلک داستانمون رو چجوری کشیدمم عرررقف۶هقخشنتخحجم..
و راستی راجب اینکه بگم کی زنه بلکه...
میدونستید بلک گیه ؟😍
شرط : ۵۵ لایک ۸۰ کامنت
#فیک #فیکشن #داستان #رمان #تهیونگ #جونگکوک #جیمین #جیهوپ #شوگا #جین #نامجون #تاوان_حقیقت
- ۲۰.۳k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط