لب آبی گیوه ها را کَندم و نشستم،

لب آبی گیوه ها را کَندم و نشستم،

پاها در آب ......!
دیدگاه ها (۴)

توی گرگ و میش این شب جدایی،بخون از خورشید خانم، عشق خدایی!!

روا نبود با این همه تنهایی، تنها بمونم !!

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار, چه کنم حرف دگر یاد نداد است...

بهر یک جرعۀ مِی منت ساقی نکشیم،اشک ما بادۀ ما، دیدۀ ما شیشۀ ...

از دکتر که اومدم خونه برق رفت نفهمیدم چیکارکنم نشستم پای لب ...

اسمر لب با تم ابی🥶💦💤🩵❄🌊

متن اول هستمخزن آب تون حتما سفید باشه، اگر آبی بخرید آب داغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط