از ضعف فراقت ,چنان شدم که بر بالینم...

از ضعف فراقت ,چنان شدم که بر بالینم...



صد بار اجل آمد و نشناخت مرا...!!
دیدگاه ها (۳)

شانه های تـوبوی مـزرعـه قهـوه میدهد...تمام بی خـوابی های مـن...

شک نــدارممادرم فهمیده من " میخواهمت "سجده های آخرش ،این روز...

سیگاری نیستماما همیشه چند نخ در جیبم دارمتا وقتی از کنار نیم...

بعضی وقت ها سعی میکنی کنارشون باشیبفهمیشون اما یادت باشد این...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط