آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part45
میخواست ازم فاصله بگیره که
محکم بغلش کردم
صورتمو گرفت توی دستش و
اومد جلو لبمو آروم بوسید
رفتم عقب همینجوری باهام میومد جلو افتادیم رو مبل دراز کشید و منم بغلش بهش نگاه کردم موهامو گرفت توی دستش و زد عقب
سعید:انقد واست سخته که بهم بگی دوسم داری
من:دوست دارمم سعید دوست دارم خیلی عاشقتم
سرخ شده بودم سرمو فرو بردم توی گردنش که
سعید:اووح نه اونجوری اونجا نفس نکش
سرمو بلند کردم با دوتا دستش صورتمو گرفتو چندبار لبمو بوس کرد
بلندشد و نشست منم نشوند رو پاش
لباسشو تو ی حرکت درآورد
اووفف عجب بدنی داشت
نمیتونستم نگاهمو ازش بردارم
دستاشو آورد جلو که لباس منو دربیاره
سریع مچ دستاشو گرفتم
من:نه
مظلوم لب زد:چراه
من:نمیخام
بی توجه بهم با ی دستش دستامو گرفت و با پاش هم پاهامو نگهداشت
لباسم که ی کراپ تاپ جذب بود و زیپ داشت و درآورد
درازم کرد رو مبل و خیمه زد روم
تو گردنم نفس میکشید موهامو بو میکشید گردنمو بوسید
و به صورتم خیره شد... ..
#part45
میخواست ازم فاصله بگیره که
محکم بغلش کردم
صورتمو گرفت توی دستش و
اومد جلو لبمو آروم بوسید
رفتم عقب همینجوری باهام میومد جلو افتادیم رو مبل دراز کشید و منم بغلش بهش نگاه کردم موهامو گرفت توی دستش و زد عقب
سعید:انقد واست سخته که بهم بگی دوسم داری
من:دوست دارمم سعید دوست دارم خیلی عاشقتم
سرخ شده بودم سرمو فرو بردم توی گردنش که
سعید:اووح نه اونجوری اونجا نفس نکش
سرمو بلند کردم با دوتا دستش صورتمو گرفتو چندبار لبمو بوس کرد
بلندشد و نشست منم نشوند رو پاش
لباسشو تو ی حرکت درآورد
اووفف عجب بدنی داشت
نمیتونستم نگاهمو ازش بردارم
دستاشو آورد جلو که لباس منو دربیاره
سریع مچ دستاشو گرفتم
من:نه
مظلوم لب زد:چراه
من:نمیخام
بی توجه بهم با ی دستش دستامو گرفت و با پاش هم پاهامو نگهداشت
لباسم که ی کراپ تاپ جذب بود و زیپ داشت و درآورد
درازم کرد رو مبل و خیمه زد روم
تو گردنم نفس میکشید موهامو بو میکشید گردنمو بوسید
و به صورتم خیره شد... ..
- ۱.۱k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط