عضو نهم

عضو نهم
پارت۳

۳روز بعد
*دکتر:د هیونجین_ا.ت+چان:×*
ویو هیونجین:ا.ت بیدار شده بود یواشکی نگاهش کردم و دوتا تیله ناز تو چشاش دیدم ای خداااا زنگ زدم به چان
_علوو
×بگو
_بیا ا.ت بیدار شده
×اومدم
_بیا
×بای
_بای
ویو چان:وقتی شنیدم ا.ت بیدار شده غذای مورد علاقه اش رو برداشتم و رفتم بیمارستان و‌ اونجا دیدمش با چشم های تیله ایش به پنجره نگاه می‌کرد نمیدونم چرا اما من عاشق ا.ت شدم ولی اون با هیونجین خوشحال تره منم خوشحالی ا.ت برام از جونم مهمتره پس حسمو نادیده میگیرم
×سلامممم
+چانیییی
ا.ت پرید تو بغلم
+خیلی دلم برات تنگ شده بود
×اشکال نداره
+چقدر پیر شدم
×ععععه کلا سه روز خواب بودی دیگه
+دلت برات تنگ شده بود؟
×خیلییییییییی
+*گونه چان رو بوسید*
×دختر کوچولوی خودمییی
+اوهوم هیونی کو؟
×بیرونه میخوای ببینیش؟
+اوهوم اوهوم *مظلومانه*
×باشه هیوننننن
_ب...بله
×بیا پیش ا.ت
_او ....اومدم
رفتم پیش هیون و آروم گرفتم
×چرا لکنت گرفتی بچه
_میترسم *سکسکه*
×برو آب بخور نفس عمیق بکش و برو پیشش
_باشه من رفتم
×برو . خدایا خودت مراقب این دوتا باش
ویو هیونجین:رفتم پیش ا.ت و محکم بغلم کرد
+هیون جونم
_دلت برام تنگ شده بود؟
+خیلیییییییییییییی
_منم *لپ ا.ت رو بوسید*
+من بیشتر
_من تسلیمم
+آفرین کوچولوی من
_تا کی بستریی؟
+دو روز دیگه
_باش بگیر بخواب بهت فشار نیاد
+باش برو ولی بیای پیشماااا
_چشم پرنسس
+افرین بلو خیلی دوشت دالم*لوس و کیوت*
_ای خدااااا آگور پگور منننننن گوگولی
دیدگاه ها (۱)

عضو نهم پارت‌اخریک روز بعد ویو چان:ا.ت حالش کاملا خوب شده ام...

گایزززز هلوووو بریم معرفی فیک جدیددد شوشویی جونگکوک:سردترین ...

عضو نهم پارت۲داشتیم میرفتیم که به یه خونه رسیدیم چون کرم داش...

عضو نهم☆پارت۱ا.ت:بیدار شدم رفتم بیرون و چان رو دیدم و بغلش ک...

عشق خونین پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط