کلاغی اومد نشست رو شونه مترسک و هعی نوکش زد بعد چند دیقه

کلاغی اومد نشست رو شونه مترسک و هعی نوکش زد بعد چند دیقه به مترسک گفت چرا انقد نوکت میزنم چیزی نمیگی مترسک گفت هر چقد میزنی بزن اما تنهام نزار
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌
#جانان 😔 💔

♥ ️❄ ️
دیدگاه ها (۱)

غمگینـــــــــــــــــــــــــــــــــم"ﺩﺳـﺘـﺎﻧـﻢ ﺷـﺎﯾـﺪ..ﺍﻣ...

بہ کسانی کہ دوستشان داریدبالی برای پرواز ...ریشہ ای برای برگ...

کسی که دوست داره هیچوقت تنهات نمیزارههر چقدم که بد باشی!😔 ‌‌...

خدایـا ...چہ کرد روزگـارت... با مـن ...کـہ دیگر ...گریـہ هـم...

part 3" سوکوکو"

Sunflower part : 2

تک پارتی از تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط