بودا به دهی سفر کرد ، زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بو

بودا به دهی سفر کرد ، زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد ،
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید! ، بودا به کدخدا گفت :
یکی از دستانت را به من بده
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت
آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن!
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت :
هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند ؟!

بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمیتواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند....
دیدگاه ها (۲)

چند روز از ورود چویا و سلیا به قصر وستالیس گذشته بود.چویا هم...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

Eight

بودا به دهی سفر کرد ،زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خ...

بودا به دهی سفر کرد …زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خ...

داستان آموزندهبودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او ش...

بودا به دهی سفر کرد. زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا ...

بودا به دهی سفر کرد ...زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط