دو دریچه دو نگاه دو پنجره،

دو دریچه دو نگاه دو پنجره،
دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره
دو مسافر تو مسیر زندگی،
دو عزیز دو همدم همیشگی
با هم از غروب و سایه رد شدیم،
قصۀ‌ عاشقی رو بلد شدیم
فکر می‌کردیم آخر قصه اینه،
جز خدا هیچ‌کی ما رو نمی‌بینه
دو غریبه دو تا قلب در به در،
دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین،
دو تا دور افتادۀ تنهانشین
عاقبت جدا شدن دستای ما،
گم شدیم تو غربت غریبه‌ها
آخرِ اون همه لبخند و سرود،
چشم پُر حسادت زمونه بود
دو غربیه دو تا قلب در به در،
دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین،
دو تا دور افتادۀ تنهانشین

#شهرزاد
دیدگاه ها (۲)

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو حنجرهدو مسافر ...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو هم نشین دو حنجرهدو مسافر...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره. دو رفیق دو همنشین دو هنجره. دو مس...

دو غریبه دو تا قلب در به دردو تا دلواپس این چشمای تر دو تا ا...

بی تودو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجرهد...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو هنجرهدو مسافر ...

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخـــــــــــر این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط