توبه من خندیدی
توبه من خندیدی
ونمیدانستی
من به چه دلهره از باغ همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تودید
غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
سال هاست که درگوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت....
ونمیدانستی
من به چه دلهره از باغ همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تودید
غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
سال هاست که درگوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت....
- ۲.۳k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط