sorry
sorry..2
p.8
(همون ساعت و زمان)
ته: تو دوست برادرمی.
جیکوب: اوهوم..دنبالم بیا..
سوار ماشین جیکوب شدن.
ته: ممنونم نجاتم دادی.
جیکوب: خواهش میکنم.
ته: منو میبری یه هتل
جیکوب: نه
ته: باشه
جیکوب: میای پیش من
ته: چی؟
جیکوب: اون مینهو تو هتل میاد دنبالت.
جلوی در عمارت پارک کرد.
جیکوب: پیاده شو.
ته: ب..باشه
پیاده شدن.
جیکوب سویچ ماشین رو داد به یکی از بادیگارد هاش.
جیکوب: بزارش داخل..
وارد عمارت شدن.
همه خدمتکار ها تعظیم کردن.
جیکوب: حواستون باشه این تهیونگ برادر جیمینه...مثل جونگ کوک بهش احترام میزارید.
خدمتکار ها: چشم...ارباب
رفتن طبقه آخر..
ته: اینجا هفت طبقه هستش درسته؟
جیکوب: اره
ته: راستی جونگ کوک اینجاست؟
جیکوب: اره ولی الان خوابه..
ته: اها...ممنون
وارد راه رو شدن.
جیکوب: در سمت راست رو باز کن..اتاق توعه
ته: ممنونم..
جیکوب رفت داخل اتاق وسطی.
تهیونگ در رو بازکرد.
یه اتاق با تم کلاسیک...
ته: واووو
ته: عالیهههه
در زده شد.
ته: بله
دکی: من دکتر اینجام..جناب جیکوب منو فرستادن.
ته: برای چی؟
دکی: دستتون..
ته: ممنون
ادامه دارد..
p.8
(همون ساعت و زمان)
ته: تو دوست برادرمی.
جیکوب: اوهوم..دنبالم بیا..
سوار ماشین جیکوب شدن.
ته: ممنونم نجاتم دادی.
جیکوب: خواهش میکنم.
ته: منو میبری یه هتل
جیکوب: نه
ته: باشه
جیکوب: میای پیش من
ته: چی؟
جیکوب: اون مینهو تو هتل میاد دنبالت.
جلوی در عمارت پارک کرد.
جیکوب: پیاده شو.
ته: ب..باشه
پیاده شدن.
جیکوب سویچ ماشین رو داد به یکی از بادیگارد هاش.
جیکوب: بزارش داخل..
وارد عمارت شدن.
همه خدمتکار ها تعظیم کردن.
جیکوب: حواستون باشه این تهیونگ برادر جیمینه...مثل جونگ کوک بهش احترام میزارید.
خدمتکار ها: چشم...ارباب
رفتن طبقه آخر..
ته: اینجا هفت طبقه هستش درسته؟
جیکوب: اره
ته: راستی جونگ کوک اینجاست؟
جیکوب: اره ولی الان خوابه..
ته: اها...ممنون
وارد راه رو شدن.
جیکوب: در سمت راست رو باز کن..اتاق توعه
ته: ممنونم..
جیکوب رفت داخل اتاق وسطی.
تهیونگ در رو بازکرد.
یه اتاق با تم کلاسیک...
ته: واووو
ته: عالیهههه
در زده شد.
ته: بله
دکی: من دکتر اینجام..جناب جیکوب منو فرستادن.
ته: برای چی؟
دکی: دستتون..
ته: ممنون
ادامه دارد..
- ۵.۷k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط