مثل یک انگشتری که با نگین آراسته ست

مثل یک انگشتری که با نگین آراسته ست

ماجرای کربلا با اربعین آراسته ست

بخشی از باغ جنان است و حوالی بهشت

با غم مولا که هر جای زمین آراسته ست

عشق مولا بی گمان یک عشق مادرزادی است 

تا خدا دل های ما را با یقین آراسته ست

مثل دشتی که بنازد بر شقایق های خویش

با ردای شیعه جمع مسلمین آراسته ست

اینهمه پروانه در طوف حرم در اربعین

از حرم تا به حرم خلد برین آراسته ست

می تراود نور خورشید از سر و پیشانی اش

هر که با سربند یا زهرا جبین آراسته ست
دیدگاه ها (۳)

ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪ ﺑﺮ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻻﻏﺮﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ ﺷﺪﻡ٬ ﺍﯾﻦ ﺁﺧﺮ...

آری کبوتر با کبوتر فرق داردچشمان لیلا خشک یا تر... فرق داردل...

کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود عقربه ها دوتا یک...

در هزار و یک شبش یک قصه از اینجا نبودشهـــــرزاد قصه گو دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط