یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم
دفتر مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیهاداشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه، انگار دنیا
داشتیم


‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌
#خاص
دیدگاه ها (۹)

جان ندارد هر که جانانیش نیستتنگ عیشست آن که بستانیش نیستدرد ...

مــن به باغٖی باغــبانی می ‌کــنــم با چــشــم تــر کز درختش...

تار میبینم دیگر نمیخواهم چیزی ببینم هیچ چیز خوبی دنیا ندارد ...

📖📖📖آلبومُ وَرَق میزنهُ میگه-بنظرت من شبیه کیَم؟همینجور که زل...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط