مهی که مزد وفای مرا جفا دانست

مهی که مزد وفای مرا جفا دانست
دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست

روان شو از دل خونینم ای سرشک نهان
چرا که آن گل خندان چنین روا دانست

صفای خاطر آیینه دار ما را باش
که هر چه دید غبار غمش صفا دانست

گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال
که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست

تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق
به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست
دیدگاه ها (۲)

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنیدقفسم برده به باغی و دلم شاد ...

در محفل خود راه مده همچو منی را افسرده دل افسر...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

تاری از موی سرت کم بشود می میرمآه! گیسوی تو درهم بشود می میر...

مهی که مزد وفای مرا جفا دانستدلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دان...

#دستخط_منـ_📚 #هوشنگ_ابتهاجتوتیا - هوشنگ ابتهاجمهی که مزد وفا...

صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دو...

صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دو...

معصومعلی مسکینی

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

((بک بدیم))تا ۱۶ بدیم با فول ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜ...

*می خواهم برگردم به قدیم،* جایی که زندگی در قاب عکس های سیاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط