نیامدم که بخواهم کنار من باشی میان این ...

نیامدم که بخواهم کنار من باشی میان این همه بیگانه یار من باشی

دلم گرفته تر از بغض مهربان شماست مباد آن که شما غمگسار من باشی

تو ای ستاره ی وحشی که کهکشان زادی مخواه روی زمین بر مدار من باشی

من از اهالی عشقم، نه از حوالی جبر خطاست این که تو در اختیار من باشی

ولی، نه! من که در اینجا دچار پاییزم چگونه از تو نخواهم بهار من باشی

تو می توانی از آن چشم های خورشیدی دریچه ای به شب سرد و تار من باشی

همیشه کوه بمان تا همیشه نام تو را صدا کنم که مگر اعتبار من باشی
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۴)

دوست داشتنِ آدم ها را بلدَم ،نخواستنِ شان را بیشتر ..توجه را...

#تو_عادت کرده ای دیگر به عطر سبز آغوشم رهایم کرده ای #در_خود...

این سخت ترین حالتِ جان دادن بود ؛او قلبِ مرا شکست و من بخشید...

اگر بنا بود تمامِ آدمهای رویِ زمیناز ابتدای خلقت تا آخرین رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط