چندتا عمه ی پیر داشتم همیشه توی عروسی ها میومدن میزدن تو

چندتا عمه ی پیر داشتم همیشه توی عروسی ها میومدن میزدن تو پهلوم در گوشم میگفتن بعدی تویی، بعدی تویی؛ البته دیگه نمیکنن، چون توی ختم ها منم باهاشون همین کارو کردم!!!
خخخخ
دیدگاه ها (۲)

رفتم کتابخونه، گفتم :ببخشید از سعدی چی دارین؟ میگه :کتابشو م...

مادر :پسرم بیا اسفناج بخور، آهن داره... پسر :مامان جون الآن ...

تو خیابون از یه دختره خوشم اومد رفتم می گم ببخشید خانوم می ت...

اوج خوشبختی ست... وقتی کسی باشد که تو را آنگونه دوست داشته ب...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

آقا من زنده ام!

#کپشن

unknown part⁹سوهی: خیلی بیشعوری نارا: تو بیشتر سوهی : خب حال...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

پارت1

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط