دلم تنــهای تنها می شود ، ... وقتی نمی آیــی

دلم تنــهای تنها می شود ، ... وقتی نمی آیــی
نگاهم غرق رویــا می شود ... وقتی نمی آیــی

همیشه با خودم این جمله را بسیار می گویــم :
که دنیا بی تو دنیا می شود ؟ ... وقتی نمی آیی ؟

کنارت زهر ، ... شکر می شود ، ... اندوه می میرد
سرم ، سرگرم غم ها می شود ... وقتی نمی آیی

گلویم بغض می گیرد ! ... دلم دزدانه می گریــد
درونم ، ... شعله بر پا می شود ، ... وقتی نمی آیی

عجب سرمای جان سوزی ، ... به جان شهر افتاده
جهان درگیر سرما می شود ! ... وقتی نمی آیی

تنم با عشق خونینــت ، ... چنان مستانه خو کرده ،
از اشکم ، ... خون هویدا می شود ... وقتی نمی آیی

من از تنهایی ام ، اصلا نمی ترسم ! ... ولی بانو
دلم تنهای تنها می شود ... وقتی نمی آیی
محسن نظری
دیدگاه ها (۸)

.وقتی گریبان عدم،با دست خلقت می دریدوقتی ابد چشم تو را پیش ا...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....در رسم حکم زندگی قصد کمک ...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....من حسادت می کنم حتی به تن...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط