سینه ای سوخته در

سینه ای سوخته در
حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم
ای مایه عمر...؟ ،
دیدگاه ها (۲)

‌امروز صبح ديگریست؛ مطمئن باش، من عاشق تو خواهم ماند...

زودتر از گنجشک ها و نارون ها بیدار میشومتا با لمس تنتاولین ن...

گفتن ندارد امااتفاق میخوانمتکه بیفتی در زندگی امدر آغوشم و ه...

چه خیری از این بهتر که عطرِ حضـــــورِ تو راصبح بنوشم ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

سناریو:بخاطر تو/پارت ۵۰(موقعیت:تابوت آسمان_توکیو) بالای سر ک...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط