دوست دختر بامزه من
دوست دختر بامزه من
پارت دو
ویو راوی:
بعد از اماده شدن کل تیم رفتین تو زمین بازی و سر جاهامشون قرار گرفتن.
بازی شروع شد و نیمه اول به خوبی اغاز شد.
سائه سه گل زد گرچه هنوز دو گل عقب بودن بخاطر کمکاری بعضی از اعضای تیم ولی سائه میتونست نتیجه رو عوض کنه.
مخصوصا همکاری ایساگی و رین که ترکیبی عالی بود با ورود سائه شکست ناپزیر بود.
همچیز داشت خوب پیش میرفت که...
سوت داور:«باچیرا مگورو،کارت زرد!»
درسته باچیرا هیچوقت تقلب نمیکرد و این ی بازی از قبل تعیین شده از تیم حریف بود که بعضی از بازیکن هارو حذف کنه و حدف بعدی سائه بود...
حذف باچیرا موفقیت امیز نبود و عصبانی بودن.
اره اونا تیم متقلبی بودن ولی خیلی تو این کار حرفهای هم بودن که باعث میشد کسی نتونه چیزی بهشون بگه.
بازی دوباره شروع شد و همه رفتن سمت سائه.
قطعا نمیتونستن همچین کاری کنن چون سائه رتبه یک بود و کسی به گرد پاهاش هم نمیرسید ولی چی میشه اگه حداقل شیش نفر دورش باشن و اون کارش سخت بشه؟
خونسردیش رو حفظ کرد و میخواست دریبل بزنه ولی یهو یکی از زیر با توپ بهش زد که باعث شد مچ یکی از پاهاش پیچ بخوره و بیوفته زمین.
شکه شد...
ویو سائه:
چ... چی؟ هی نه صبر کن!
میخواستم بلند شم ولی تا وایستادم مچ پام درد شدیدی رو بهم منتقل کرد و دوباره افتادم زمین...
اه پسر خیلی درد داره...
دوباره سوت داور رو شنیدم و بعد گفت:«وقت استراحت!اقای ایتوشی سائه میتونین ادامه بدین؟»
تا اومدم حرفی بزنم و بگم:«اره میتونـ...»
حرفم توسط ات قطع شد و با جدیت گفت:«نه نمیتونه من به جاش میرم تو بازی»
داور قبول کرد و تا اومدم مقاومت کنم ات گفت:«حرف نباشه!مچ پات درد میکنه نباید بدویی احمق!برو استراحت کن همین که گفتم!»
اهی از تسلیم کشیدم، اون هیچوقت چیزی رو جدی نمیگیره و براش مهم نیست، همیشه تنبلی میکنه ولی اگه به کیزی جدی نگاه کنه دیگه نمیشه منصرفش کرد.
بلند شدم و اروم با رفتم سمت نیمکت.
نشستم و به بازی نگاه کردم.
بازی با سوت داور شروع شد و دوباره همون اتفاق تکرار شد... لعنتی میخوان ات رو اول حذف کنن؟
عوضی ها... سبک بازی خیلی بدی رو انتخاب کردین کافیه ی بلایی سرش بیاد تا...
هی صبر کن، توپ رو پرت کرد بالا؟ پرید؟ چیییییی؟
انقدر اسون دریبل کرد و حتی باعث شد کل زمین خالی بشه چون حداقل شیش نفرشون اون سمت بودن!
چقدر سریع میدوعه... گل زددد؟
قبلا باهاش فوتبال بازی میکردم ولی هیچوقت همچین قدرتی ازش ندیدم، این...سطح جدید از بازیِ...
(مدتی بعد)
نیمه اول همینقدر اسون تموم شد و تمی ما که دو گل عقب بود حالا پنج تا گل جلو افتاده!
فقط چون ات داخل بازی بود؟
خدایا این دختر... محشره...
پایان
پارت دو
ویو راوی:
بعد از اماده شدن کل تیم رفتین تو زمین بازی و سر جاهامشون قرار گرفتن.
بازی شروع شد و نیمه اول به خوبی اغاز شد.
سائه سه گل زد گرچه هنوز دو گل عقب بودن بخاطر کمکاری بعضی از اعضای تیم ولی سائه میتونست نتیجه رو عوض کنه.
مخصوصا همکاری ایساگی و رین که ترکیبی عالی بود با ورود سائه شکست ناپزیر بود.
همچیز داشت خوب پیش میرفت که...
سوت داور:«باچیرا مگورو،کارت زرد!»
درسته باچیرا هیچوقت تقلب نمیکرد و این ی بازی از قبل تعیین شده از تیم حریف بود که بعضی از بازیکن هارو حذف کنه و حدف بعدی سائه بود...
حذف باچیرا موفقیت امیز نبود و عصبانی بودن.
اره اونا تیم متقلبی بودن ولی خیلی تو این کار حرفهای هم بودن که باعث میشد کسی نتونه چیزی بهشون بگه.
بازی دوباره شروع شد و همه رفتن سمت سائه.
قطعا نمیتونستن همچین کاری کنن چون سائه رتبه یک بود و کسی به گرد پاهاش هم نمیرسید ولی چی میشه اگه حداقل شیش نفر دورش باشن و اون کارش سخت بشه؟
خونسردیش رو حفظ کرد و میخواست دریبل بزنه ولی یهو یکی از زیر با توپ بهش زد که باعث شد مچ یکی از پاهاش پیچ بخوره و بیوفته زمین.
شکه شد...
ویو سائه:
چ... چی؟ هی نه صبر کن!
میخواستم بلند شم ولی تا وایستادم مچ پام درد شدیدی رو بهم منتقل کرد و دوباره افتادم زمین...
اه پسر خیلی درد داره...
دوباره سوت داور رو شنیدم و بعد گفت:«وقت استراحت!اقای ایتوشی سائه میتونین ادامه بدین؟»
تا اومدم حرفی بزنم و بگم:«اره میتونـ...»
حرفم توسط ات قطع شد و با جدیت گفت:«نه نمیتونه من به جاش میرم تو بازی»
داور قبول کرد و تا اومدم مقاومت کنم ات گفت:«حرف نباشه!مچ پات درد میکنه نباید بدویی احمق!برو استراحت کن همین که گفتم!»
اهی از تسلیم کشیدم، اون هیچوقت چیزی رو جدی نمیگیره و براش مهم نیست، همیشه تنبلی میکنه ولی اگه به کیزی جدی نگاه کنه دیگه نمیشه منصرفش کرد.
بلند شدم و اروم با رفتم سمت نیمکت.
نشستم و به بازی نگاه کردم.
بازی با سوت داور شروع شد و دوباره همون اتفاق تکرار شد... لعنتی میخوان ات رو اول حذف کنن؟
عوضی ها... سبک بازی خیلی بدی رو انتخاب کردین کافیه ی بلایی سرش بیاد تا...
هی صبر کن، توپ رو پرت کرد بالا؟ پرید؟ چیییییی؟
انقدر اسون دریبل کرد و حتی باعث شد کل زمین خالی بشه چون حداقل شیش نفرشون اون سمت بودن!
چقدر سریع میدوعه... گل زددد؟
قبلا باهاش فوتبال بازی میکردم ولی هیچوقت همچین قدرتی ازش ندیدم، این...سطح جدید از بازیِ...
(مدتی بعد)
نیمه اول همینقدر اسون تموم شد و تمی ما که دو گل عقب بود حالا پنج تا گل جلو افتاده!
فقط چون ات داخل بازی بود؟
خدایا این دختر... محشره...
پایان
- ۷۵۰
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط