من در عشق همانند پیرمرد ےام

من در عشق همانند پیرمرد ےام
دچار آلزایمر
عشق من
دستم را که رها کنے
حواست که از من پرت شود
گم مےشوم
محو مےشوم
و بعد از آن
تو
هیچ‌جا و
هیچ‌جا  و
هیچ‌جا
از من اثرے نخواهے یافت..
دیدگاه ها (۵)

چه مو خرمای من ! قدت بلند استچه طعم خنده هایت قند قند است دو...

بعید بودی !و من بیخودی استمراری بودنت رامنت کشیدم ...

لب هاتبمبارانِ شیمیایی بودو سال ها بعدعلائمشدر من پیدا شد...

من خجالت میکشماو هم خجالت میکشدحسرت یک بوسه آخر ما دو تا را ...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

🎶..هزار ساله که شوم اگر مانده باشی مستترت خواهم کرد آنگونه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط