قسم دادی منو آروم باشم

قسم دادی منو آروم باشم
که راحت بند کفشاتو ببندی ؟!
چشامو پر کنی از رنگ گریه
که به دنیای داغونم بخندی؟

قسم دادی منو به هُرم دستات
که تا زنده م فقط مال تو باشم
شبیه گل تو اغوش تو بودم
چی شد خواستی که پامال تو باشم؟

صدای هق هقم پیچیده تو شب
تو گوشاتو گرفتی که بخوابی
به من تاریکی محضو سپردی
که تو آغوش چشم کی بتابی؟

کدوم کوهو سپر کردی که تا تو
تمام جاده ها بن بست و سردن
چجوری چشم به راه اونی باشم
که میره تا قدم هاش برنگردن؟

کدوم اشکو برات شاهد بیارم
که بعد از تو جهانم سرد و خیسه
کدوم نامه بهت میگه که اینجا
یکی داره واسه تو می نویسه؟

به خواب سرد من برگرد تا من
بدونم لااقل رویاتو دارم
شبای خالی لبریز دردو
پسِ پلکای گرمت جا بذارم...!
دیدگاه ها (۱)

غمگین ترین برج جهان هستماز سنگ اول قامتم خم بود حوای قلب من ...

مثل یک قبر ایستاده شدممرده ای جاگرفته در بدنم چشم هایم سیاه ...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم ... جمعه خوبی داشته باشید ....

تتق ... که در زدی و دست های من وا شد زمان به صفر رسید و چه ز...

عشق پر مشغله: پارت سی و یکم

هفت مافیای سرد پارت 1۴جیمین : جونگ کوک راست میگه شاید دوباره...

#P𝗔R𝗧 : 30〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط