Une fois sa patience termine il a tout laiss derrire

Une fois sa patience terminée, il a tout laissé derrière lui.
بعد از اینکه صبرش تموم شد قید همه چیز رو زد رفت.
دیدگاه ها (۲)

내 안의 아이가 늙어간다کودک درونم داره پیر میشه

살아있는 것의 가치를 모르니 죽어도 공평해...قدر زنده رو ندونن مردن عادلانس ...

A damaged person lives in this room. ‌ ‌

ما فقط روح های گم شده ایم...

#درخواستی ماشین نگه داشت .. توی اون محله با پیاده رو های خل...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²عمارت سرخ / ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط