چنگ می‌زنم به خیالت!

چنگ می‌زنم به خیالت!
مشتم را که باز میکنم غمگین‌تر می‌شوم...
عطر دست‌هایت می پرد
کدام را نگه دارم؟!
خیالت را؟!
عطر دست هایت را؟!
آن روزهای از دست رفته را؟!
یا...؟!
هیچکدام …
من خواب و خیال نمیخواهم!
خودت را کم دارم!
یادت که نرفته؟
تو یک آغوش به من بدهکاری... "
دیدگاه ها (۴)

اتاق من تنهاستاتاق من در انتظار جسمے ایستروح اتاق من مردهماد...

باید محکم تر میزدیباید حرف هایت را طوری محکم میزدیتوی گوشم ک...

اتاقے بے وزنتهےنگاهم را پٌر کردسایه ای در من فرود آمدهمه ی ش...

غمگینم و این ربطے به خیابان ولیعصر نداردکه درختانش سالهاست م...

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

ا~ت و شوتو پارت اخرشوتو ا~ت را هل داد و دورش را اتیش زد اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط