۲ستاره و ۳ ماه

۲ستاره و ۳ ماه

پارت۴۵

هندلر: تو رو نقش یه ادم پولدار جا میزنیم به بقیه هم میگیم شغل روانپزشکی فقط برای سرگرمی بوده
لوید:باشه
هندلر:شاید جلب توجه باشه ولی یک شرکت در حد شرکت دزموند رو بهت میدیم
لوید:زیادی نیست؟
هندلر:فقط برای ماموریته

ویو آیسا و آنیا و بکی داشتن قدم میزدن تو پاساژ که
آنیا: اون پسر دوم نیست؟
بکی:آره خودشه
آیسا:برادر بزرگشم هست 😒
بکی:بیاین بریم سلام کنیم
(مچ دست هردو رو کشید بدون اینکه چیزی بگن و بردشون)
بکی:سلام دامیان
دامیان: سلام اینجا چکار میکنین؟
بکی:اومدیم خرید
آنیا:سلام پسر دوم سلام پسر وسطی سلام پسر اول
آیسا:سلام دامیان سلام آقای دنیل سلام آقای دزموند😒
دمیتریوس[به اون دنیل به من دزموند؟]
انیا✨️[هه هه باختی پسر اول]
آنیا: نظرتون چیه باهم راه رو ادامه بدیم؟
*همه قبول کردن*


البته ایسا زیاد راضی نبود
دیدگاه ها (۶)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۶بکی:انیا ایسا بیاین بریم این مغازه آنیا...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۷و رفتن تویه مغازه همچی فروشیکلی لباس ام...

۵۰ تایی شدیممممم البته یدونه رد کردهههه💚💙💙 خیلی دوستون دارمم...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۴دامیان لحن مستی🍅:خب اون آنیا فورجر دل م...

عشق خواهر برادری *پارت ۲*

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۷جززز دامیان و دمیتریوس لوید[چیییی دامیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط