او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

سعدی
دیدگاه ها (۳)

#محمدشیخیحرفی نزدم از غم دوری تو اماای کاش بدانی که چه آورده...

تا جان و دِلَم باشَد مَن جان و دِلَت جویَم..#نظامی_گنجوی

ای ساربان آهسته ران، آرام جانم میرودآن دل که باخود داشتمبادل...

من با چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...

من نمی دانستم معنی هرگز را؛تو چرا باز نگشتی دیگر؟!من خود به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط