Sweet Love
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love ³
ا/ت ویو
بعد از مدرسه از بچه ها خداحافظی کردم و به سمت کافه رفتم. بلاخره نمیتونم همش از مامان و بابام پول بگیرم پس بدون اینکه اونا بدونن شروع کردم توی کافه کار کردن و تا حدود ساعت ۸ شب اونجا وایمیستادم.
وقتی رسیدم کافه به سمت اتاق کارکنان رفتم و لباسام رو عوض کردم و شروع به کار کردن کردم. امروز کار بیشتری گرفتم برای اینکه سعی کنم فکر پروفسور پارک رو از سرم بندازم بیرون.
همش به این فکر میکردم که شاید یه شانسی داشته باشم چون به گفته ی خودش دوست دختر یا زن نداره. نه نه نه.. شاید نمیخواسته کسی بفهمه.. حتما دوست دختر داره.. مگه میشه نداشته باشه.
با همین فکر ها ذهن خودم و مشغول نگه داشته بودم که یه دفعه با چیزی که دیدم خشک شدم...
جیمین ویو
بعد از کارهام به سمت ماشین پورش مشکیم رفتم. صبح موقع اومدن فهمیدم که یه کافه نزدیک مدرسه هست. تصمیم گرفتم برم اونجا که اگه خوبه هر روز قبل و بعد مدرسه برم اونجا تا کافی بگیرم.
رسیدم و ماشینم رو پارک کردم وقتی به داخل رفتم یک جای دنج رو انتخاب کردم و کنار پنجره نشستم و منتظر شدم تا گارسون بیاد. دو رو برم رو نگاه کردم و با ا/ت مواجه شدم که لباس گارسونی رو پوشیده بود.
ا/ت ویو
حالا چه غلطی بکنمممم.. منو دید.. خیلی خب اروم باش. نفس عمیق بکش و خیلی نرمال برو سفارشش رو ازش بگیر.
اروم به سمتت راه افتاد و رو به روی میز وایستادم.
(یاداوری کوتاه. علامت ات : + و علامت جیمین : - )
+ س..سلام. خیلی خوش اومدید. چی میل دارید؟
- یه Black Coffee لطفا
+ شیرین شده یا ساده؟
- سادهوتلخ
+ بله. چیز دیگه ای میل ندارید؟
- نه فعلا
سریع به سمت اشپزخونه رفتم و سفارش ها رو دادم. نفس عمیقی کشیدم که ضربان قلبم به حالت عادی برگرده.
ادامه دارد...
Sweet Love ³
ا/ت ویو
بعد از مدرسه از بچه ها خداحافظی کردم و به سمت کافه رفتم. بلاخره نمیتونم همش از مامان و بابام پول بگیرم پس بدون اینکه اونا بدونن شروع کردم توی کافه کار کردن و تا حدود ساعت ۸ شب اونجا وایمیستادم.
وقتی رسیدم کافه به سمت اتاق کارکنان رفتم و لباسام رو عوض کردم و شروع به کار کردن کردم. امروز کار بیشتری گرفتم برای اینکه سعی کنم فکر پروفسور پارک رو از سرم بندازم بیرون.
همش به این فکر میکردم که شاید یه شانسی داشته باشم چون به گفته ی خودش دوست دختر یا زن نداره. نه نه نه.. شاید نمیخواسته کسی بفهمه.. حتما دوست دختر داره.. مگه میشه نداشته باشه.
با همین فکر ها ذهن خودم و مشغول نگه داشته بودم که یه دفعه با چیزی که دیدم خشک شدم...
جیمین ویو
بعد از کارهام به سمت ماشین پورش مشکیم رفتم. صبح موقع اومدن فهمیدم که یه کافه نزدیک مدرسه هست. تصمیم گرفتم برم اونجا که اگه خوبه هر روز قبل و بعد مدرسه برم اونجا تا کافی بگیرم.
رسیدم و ماشینم رو پارک کردم وقتی به داخل رفتم یک جای دنج رو انتخاب کردم و کنار پنجره نشستم و منتظر شدم تا گارسون بیاد. دو رو برم رو نگاه کردم و با ا/ت مواجه شدم که لباس گارسونی رو پوشیده بود.
ا/ت ویو
حالا چه غلطی بکنمممم.. منو دید.. خیلی خب اروم باش. نفس عمیق بکش و خیلی نرمال برو سفارشش رو ازش بگیر.
اروم به سمتت راه افتاد و رو به روی میز وایستادم.
(یاداوری کوتاه. علامت ات : + و علامت جیمین : - )
+ س..سلام. خیلی خوش اومدید. چی میل دارید؟
- یه Black Coffee لطفا
+ شیرین شده یا ساده؟
- سادهوتلخ
+ بله. چیز دیگه ای میل ندارید؟
- نه فعلا
سریع به سمت اشپزخونه رفتم و سفارش ها رو دادم. نفس عمیقی کشیدم که ضربان قلبم به حالت عادی برگرده.
ادامه دارد...
- ۷.۹k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط