روزی

روزی
زنی بود که
سه عروس داشت ،،

میخواست ، عروس هاش رو امتحان کنه،
ببینه
کی از همه بیشتر دوستش داره ...!

وقتی از کنار حوض حیاط رد میشود ،

عمدا خودش رو داخل حوض انداخت ،
تا
عکس العمل عروس بزرگش رو ببینه..

عروس بزرگ فورا تو آب پرید
و مادر شوهرش رو نجات داد...
فردا صبح
عروس بزرگ ، یک پژو ۲۰۶
جلوی در دید که
روش نوشته بود:
تقدیم به عروس گلم
"مادر شوهرت..."

فردای آنروز
همین کار رو برای عروس دومش انجانم داد،،
عروس دوم هم
مادر شوهر رو نجات داد،،

و
فرداش یه پژو ۲۰۶
جلوی در خونش بود که نوشته بود:
مرسی عروس گلم
" مادر شوهرت..."

نوبت به عروس کوچیک رسید..
مادر شوهر خودش رو داخل حوض انداخت
به این امید که عروس سوم نجاتش بده ...

اما عروس سوم گفت:
فدای سرم ...

و
مادر شوهر مرد...

فردای اون روز ،
عروس
یه مازراتیِ آخرین مدل
در خونه ش دید که
روش نوشته بود :

مرسی عروس گلم...

(پدر شوهرت)

والااااااااااا
دیدگاه ها (۷)

اردیبهشتیا کوشین؟!

:-D

عجب پسر خانمیه خخخخخ

خخخخخخخ

رمان تهیونگ

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟗جونگ کوک خوابش نمیبرد، داشت ه...

Crimson silence (p6)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط