در این ساعت نشسته ام

در این ساعت نشسته ام

خیره شدم به آلبوم عکس

دست مے کشم به گونه ات

نگاه مے کنم به لبخندت،

اما حیف که نمے شود

ماه را از آب حوض گرفت.
دیدگاه ها (۴)

.

.

.

.

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

به قرآن حیف شدی باباحیف شدی رفتیتازه داشتیم طعم خوشی را می چ...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط