مرا با اندوهم رها نکن،

مرا با اندوهم رها نکن،
زندانی‌ام کن
با دستی که آفتاب می‌ریزد.
دیدگاه ها (۱)

‌‏به شوق یافتنت ای کلیدِ دربدریکدام کوچه‌ی بن بست را نپیمودم...

‌از این زیبا تر نشو که چشمانم دیگر جا ندارد

‌میخواهَمَت و میخواهَمَت ،تکرارِ در تکرارجان را به تو داده ا...

ز طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلم...

خدایا حتی برای لحظه ای مرا به حال خودم رها نکن ilovgood

مرا دوباره به آن روزهای کودکی ام ببر..سپس رها کن و برگرد، من...

جانان مرا بگویید بیا مراراهی کنز این شهر تو مرازاری کندر این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط