تو خیلی خوب بلد بودی ادای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند

🔻
تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...
خوب بلد بودی شبیه آدم هایی بشوی که دوست داشتن را بلدند...
آنقدر تظاهر کردی به عاشقی که....من که هیچ، خودت هم این نقش بازی کردن ها را باور کردی...
باور کردی و فکر کردی که این دفعه واقعا عاشق شدی!!!!
تو جدی جدی نقش بازی میکردی و من جدی جدی عاشقت می شدم ...
وقتِ اثبات عشق که رسید، جا زدی...
تو جا زدی و من جا خوردم...
از من گذشتی و گذشته دست از سر من برنداشت...
بالاخره شاید یک روزی هم از راه برسد که تو جدی جدی عاشق بشوی و او جدی جدی وسط ماجرا جا بزند...
دیدگاه ها (۲۶)

به برف می گویم;به بادبه قاب پنجره،بین ما که چیزی نبودیعنی چی...

زمستان است دو میل و یک کاموا و من خیال می بافم خیالِ تو راو ...

یک حرف است که دنیای مرا عوض میکند حرف « م» وقتی انتهای عشق م...

انقدر دوستت دارم نگفتهروی لبهایت داری...که شک نکن امروز،وقتی...

جراح قلب (پارت 20)

.Blue Lock.

سناریو:وقتی باهات قهر بودن و تو مریضی و...[هیونگ لاین]نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط