هیچ

#هیچ

مرا کسانی که بال نداشتند
طرد کرده بودند
به هرکس گفتم با من پرواز کنید
سکوت کرد.
بال هایم از تنهایی من
کم کم کوچک و کوچک شدند
و در یک صبح جمعه ی بارانی
محو شدند.
دیدگاه ها (۵)

پلک را شاید،چشم را اما نمیشود بست...

من انبوهی از اینبعد از ظهرهای جمعه را به یاد دارمکه در غروب ...

نگفتن همان دروغ گفتن است، قدری کثیف تر ! 👤 نادر ابراهیمی

🖊 #محمود_دولت_آبادیشیرینی های زندگی بیش از یکبار به کام آدم...

براي تو برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... بارانی ام...

«رویای بی پایان»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط