h behdarvandi:

h behdarvandi:
راست می گفتند
همیشه زودتر از آن که بیندیشی
اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست می رفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل " بامدادی" که گذشت
و دیر فهمیدم که دیگر شب است "بامداد" رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را ....
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه"بامداد"
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت
"من درد مشترکم"
مرا فریاد کن ....!
فریدون_مشیری
در_رثای_احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی ات...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی ات...

راست می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد من ...

شعری از زنده یاد فریدون مشیری در رثای احمد شاملو:راست می گفت...

دانلود مجله زن روز - شماره 470 - 31 فروردین 1353

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط