Scenario Rendo
‧🧨✩ Scenario Rendo ✩🧨
₊
ولنتاین ❤️🧸
: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:
اون شب ولینتاین بود. ا/ت عاشق کادو گرفتن و کادو دادن اونم چه کسی، کسی که عاشقش باشه.
اون شب ولینتاین بود و ریندو میخواست ا/ت رو برای ولنتاین سوپرایز کنه و از شب قبل کلی برنامه ریزی کرد تا براش کادو ی مورد علاقش رو بخر و تا اون نبینه که کامل سوپرایز بشه.
ا/ت هم اون شب خیلی کار داشت کلا فراموش کرده بود که ولنتاینه.
اون شب ریندو تصمیم میگیره ا/ت رو به کافه ببره تا اونجا باهم صحبت کن و کادوی کوچیکشو اونجا بهش بده.
تا کادوی اصلی رو خونه بهش بده. ات از دیدن کادو هاش خیلی خوشحال میشه و فورا خودش میندازه بغل ریندو.
ریندو بهش میگه عروسک من هنوز کادو ها تموم نشدن.
باهم به خونه میرسن و ا/ت منتظر آسانسور که بیاد و به خونه بره. ریندو بهش میگه ی لحظه صبر کن و جلوی پارکینگ وایسا تا من بیام.
ریندو میره سویچ ماشین رو بیار تا بهش بده وقتی سویچ دید گفت شوخی میکنی تا ریندو ا/ت رو به سپت ماشین برد و ا/ت وقتی ماشین مورد علاقشو دید با همون رنگی که عاشقش فورا جیغ کشید گفت ریندو مرسیییی عاشقتممم.
توبهترین دوست پسر منی 💋
ریندو گفت من واسه ی خوشحالی تو دنیارو هم میخرم عروسک من.
و بعد باهم به اتاق دوتایشون رفتن اون اتاق مخصوص شب های خاص.
اون شب تا صبح ریندو لای پاهای ا/ت بود و زارتان زورتان بود.
خب...امیدوارم راضی باشین آخه من که راضی نیستم ولی خب✓
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
₊
ولنتاین ❤️🧸
: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:
اون شب ولینتاین بود. ا/ت عاشق کادو گرفتن و کادو دادن اونم چه کسی، کسی که عاشقش باشه.
اون شب ولینتاین بود و ریندو میخواست ا/ت رو برای ولنتاین سوپرایز کنه و از شب قبل کلی برنامه ریزی کرد تا براش کادو ی مورد علاقش رو بخر و تا اون نبینه که کامل سوپرایز بشه.
ا/ت هم اون شب خیلی کار داشت کلا فراموش کرده بود که ولنتاینه.
اون شب ریندو تصمیم میگیره ا/ت رو به کافه ببره تا اونجا باهم صحبت کن و کادوی کوچیکشو اونجا بهش بده.
تا کادوی اصلی رو خونه بهش بده. ات از دیدن کادو هاش خیلی خوشحال میشه و فورا خودش میندازه بغل ریندو.
ریندو بهش میگه عروسک من هنوز کادو ها تموم نشدن.
باهم به خونه میرسن و ا/ت منتظر آسانسور که بیاد و به خونه بره. ریندو بهش میگه ی لحظه صبر کن و جلوی پارکینگ وایسا تا من بیام.
ریندو میره سویچ ماشین رو بیار تا بهش بده وقتی سویچ دید گفت شوخی میکنی تا ریندو ا/ت رو به سپت ماشین برد و ا/ت وقتی ماشین مورد علاقشو دید با همون رنگی که عاشقش فورا جیغ کشید گفت ریندو مرسیییی عاشقتممم.
توبهترین دوست پسر منی 💋
ریندو گفت من واسه ی خوشحالی تو دنیارو هم میخرم عروسک من.
و بعد باهم به اتاق دوتایشون رفتن اون اتاق مخصوص شب های خاص.
اون شب تا صبح ریندو لای پاهای ا/ت بود و زارتان زورتان بود.
خب...امیدوارم راضی باشین آخه من که راضی نیستم ولی خب✓
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
- ۳.۴k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط