ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام

ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام
در انتظار مقدَمَت ، دل را به لطفت بسته ام

بازآ دوباره در بَرَم ، شوری فتاده در سرم
باز آ مرا اینجا ببین ، وقت غروب دیگرم

پر می زند هر دم دلم ، مشتاقم از روی کَرم
بخشی منِ دلداده را ، یکدم حضورِ «حاضرم»

تو مُنتهای حاجتی ، در عین قدرت رحمتی
شایسته باشد گر کنی ، حاجت روایم ای سخی

ثور و ثریا را بگو ، شمس و قمرها را بگو
اندر زمین و آسمان ، رب رحیـــما را بگــو

جویای اویم هرزمان ، عشقش گرفته درمیان
صبرم دوصد چندان کنم ، کاید به بالینم عیان

چله نشینم بهر تو ، افتاده ام در بند تو 
بازآ و بازم می رهان ، چون کس ندارم غیرِ تو

حور و پری شاد آمده ، آزادِ آزاد آمده
آنکو که حول عرش رب ، یارش به دیدار آمده

خوش باش حالا بنده ای ، کز حوریان هم برتری
گر سرنهی بر امر رب ، از این و آنَت می رهی

دزدان ره اندر کمین ، من مانده ام اینجا غمین
باز آ کنارم ای خدا ، با تو شوم از متّقیــن

ذکر تو آرامم کند ، دیدار تو شادم کند 
اُدعونی اَستَجِب لَکُم ، خواهم که آزادم کند
دیدگاه ها (۳)

خدایا ...در آوای سنگین سکوت امشب ، در دست افشانی رویا در ظرا...

دلـــت کـه گـرفــت ، دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش !راهِ آسم...

ای آنکه رحم میکنی بر کسانی که بندگانت به آنها ترحم نمی کنند ...

چه شبی است !چه لحظه‌های سبک ، مهربان و لطیفی ،گویی در زیر با...

ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام در انتظار مقدَمَت ، د...

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شم...

حافظ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده1ای فروغ ماه حُسن از روی رخش...

فال امشبای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه ز...

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شم...

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شم...

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان ش...

سرزمین مکه هم در ناز شد از حرا درهای رحمت باز شد شام میلاد ...

سرزمین مکه هم در ناز شد از حرا درهای رحمت باز شد شام میلاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط