ای دل! ز هرچه هست -چه باور کنی چه نه-

ای دل! ز هرچه هست -چه باور کنی چه نه-
باید کشید دست، چه باور کنی چه نه
تا کی به پای آمدنش صبر می‌کنی؟
دل بُرد و دل نبست، چه باور کنی چه نه
وقتی که رفت، در غمش اشکی نریختم
اما دلم شکست… چه باور کنی چه نه
سربسته گویمت سخن؛ آنکس که دوست بود
با دشمنت نشست، چه باور کنی چه نه
حالا مدام شمع بسوزان بر این مزار
پروانه مرده است… چه باور کنی چه نه
دیدگاه ها (۱۱)

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقتش را به میهمانی گل‌های با...

تو رفته‌ای که بی من تنها سفر کنیمن مانده‌ام که بی تو شب‌ها س...

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست مانند من آسیــمه سر و دربـدر...

من از آغازِ شهریور پر از بغضم، خطر دارمکه از بی رحمیِ پاییزِ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ دور از نشاط هستی و غوغای زندگی،دل با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط