هر جا مردی بود

«هر جا مردی بود…»
«در افقِ ناتمامیِ مردان»
۶. فریاد گم شد؟ بسیجی شنید.
او گوشِ دل دارد، نه صرفاً گوشِ سر؛ صدایی که در ازدحامِ بی‌تفاوتی گم می‌شود، در وجدانِ او انعکاس می‌یابد.
۷. امید مرد؟ بسیجی دمید.
در هنگامه‌ای که همه از نفس افتاده‌اند، او به‌جای تسلیم، روح می‌دمد ـ همچون دمِ قدیسان در کالبدِ فراموش.
۸. شب سرد شد؟ دلِ بسیجی گرم بود.
نه آتش از بیرون، که حرارتِ ایمان از درون او می‌جوشد؛ سرمای جهان را گرمیِ باورش خنثی می‌کند.
۹. خاک تشنه شد؟ خونِ بسیجی بارید.
زمانی که زمین از عدالت و از غیرت تهی می‌گردد، او آخرین نثار را می‌کند؛ خونش را بدل به بارانِ تبرک می‌سازد تا خاک دوباره جان گیرد.
۱۰. وطن لرزید؟ تکیه‌گاهش بسیجی بود.
وقتی بنیادِ سرزمین در تزلزلِ بلا می‌افتد، این شانه‌های اوست که بارِ وطن را نگاه می‌دارد؛ ستونِ آرامشِ ملّت، قامتِ اوست.
✍️ به قلم: بهرام محمدی | DBA
🏛 دکترین‌ها: حَدّ | ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit | حَد 🇮🇷

#بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود #بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود
دیدگاه ها (۰)

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱۱. خانه سوخت؟ بسیجی ساخت.آنگاه که آ...

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱۶. خاک صدا زد؟ بسیجی آمد.آنگاه که ا...

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱. محله تاریک شد؟ بسیجی نور شد.آنجا ...

۳. جهادِ نفس، جهادِ اکبر است.معنا: نبرد با دشمن بیرونی گاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط