amir

دیدگاه ها (۰)

هر جمعه منزل "مادربزرگ" جمع ميشديمريز تا درشتاز همهمه ی زياد...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

عرررر بن تن!من مامانم نمیزاشت ببینم میگفت پسرونس بعد من یواش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط