در غزل هایم تو را، با التزام آورده ام

در غزل هایم تو را، با التزام آورده ام
مطلع شعری و دائم از تو نام آورده ام
هر کجا از عشق آمد صحبتی در آن میان
نام زیبایت به لب،... در هر کلام آورده ام
می نویسم در خیالم هر شب از رخسار تو
گیسوانت را همیشه، انضمام آورده ام
مثل صیّادی و من هم صید چشمانت شدم
دام کردی پهن و دل بر اهتمام آورده ام
از لب و لبخند زیبایت نگویم بهتر است،
بیت آخر را بخوان، حسن ختام آورده ام
می نویسم تا بخوانی هر شب از احوال دل
ای که عمری با خیالِ تو، دوام آورده ام
دیدگاه ها (۱۳)

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام استگـوینــد که دلـدادگیـ...

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام استگـوینــد که دلـدادگیـ...

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام استگـوینــد که دلـدادگیـ...

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بو...

کوچه...بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خی...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

#کوچه#بی_تو#مهتاب#شبی#کوچه#خاطره#بی_تو#فریدون_مشیری#ویدئو_کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط