باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیست

باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیست

درد خودبینی است می دانم تو را تقصیر نیست

 

کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی است

در گل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست

 

شیر وقتی در پی مردار باشد مرده است

شیر اگر همسفره ی کفتار باشد، شیر نیست

 

اولین شرط معلم بودن عاشق بودن است

شیخ این مجلس کهن سال است اما پیر نیست

 

در پشیمانی چراغ معرفت روشن تر است

توبه کن! هرگز برای توبه کردن دیر نیست

 

همچنان در پاسخ دشنام می گویم سلام

عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست

 

باز اگر دیوانه ای سنگی به من زد شاد باش

خاطر آیینه ی ما از کسی دلگیر نیست...
دیدگاه ها (۱)

باز در خود خیره شو انگار چشمت سیر نیستدرد خودبینی است می دان...

باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیستدردِ خودبینی است می د...

🌵 🌴 🌳 باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیستدرد خودبینی است...

باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیستدرد خودبینی است می دا...

همچنان در پاسخ دشنام می گویم سلامعاقلان دانند دیگر حاجت تفسی...

همچنان در پاسخ دشنام می‌گویم سلامعاقلان دانند دیگر حاجت تفسی...

فردین کوراوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط