خسته دل داند بهای ناله را،

خسته دل داند بهای ناله را،
شمع داند ٬ قدر داغ لاله را،

هر دلی از سوز ما، آگاه نیست،
غیر را در خلوت ما، راه نیست،

حال بلبل، از دل دیوانه پرس،
قصّه ی دیوانه، از دیوانه پرس!
دیدگاه ها (۴)

بی هوا بدون مقصد، سمتِ طوفانِ تو می رم،منُ درگیر خودت کن تا ...

وقتی که شب حُکم شبیخون داد،صحرا پر از خون کبوتر شد،توی چشام ...

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست،تو هم ز روی کرامت چنان ...

مال را مال می گویند زیرا که دل ها بالذات به سوی آن میل می کن...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط