و بلههههه من گشادی رو کنار گذاشتمممم
و بلههههه من گشادی رو کنار گذاشتمممم
_دیدار غیر منتظره_
ساکورا : ای بابا داداش اینا نداری ؟
ریندو لبخند موزیانه ای میزنه : چرا اگر بخوای شماره اونو بهت میدم ولی بایه شرط ......
ساکورا : هرچی باشه قبول میکنمممممم.
ریندو : مثل کنه بهش بچسبی
ساکورا : نمیگفتی هم این کار رو میکردم
و ا/ت داشت با اخم کم رنگی به خوش و بش اونا نگاه میکرد
کانامه زمزمه : اوووو ا/ت حسودیت شد ؟
ا/ت : ها ؟ چی نههههه
و بعد چند تا پسر دیگه میان که حالا به اونا کاری ندارم
ا/ت میره دستاش رو تو دستای ساکورا و ریندو میندازه و میبرتشون
ا/ت : خب دیگه بهتر بیریم یکم بگردی ! کانامه اگر نیای جا میمونی هاااااا !!!
کانامه : های های اومدم
میرن کلی گردش و خرید( خرید های ا/ت رو ریندو حساب کرد ) که آخر سر تقریبا ساعت های ۱۱ اینطورا بود که میرن رو یه تپه میشینن و به شهر و ستاره ها نگاه میکنن ( چرا عاشقانه داره میشه ؟)
ساکورا : اخیششششش خسته شدم ها
ا/ت : اوف اره
کانامه : هعی خوش به حالت همچین دوست پسری داری
کانامه این رو در حالی که میشست کنار ا/ت گفت و وقتی حرفش تموم شد ا/ت تنه ای به شوخی زد
ا/ت : بسه دیگه !
ساکورا : واقعا همچین پسری نسیب هر کسی نمیشه که پول خریدای طرف رو هم بده !
ا/ت که تازه دوزاریش افتاد : او راست میگه رین چقدر شد خریدا بعدا باید برات بریزم
کانامه و ساکورا : چیییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ریندو : چتونه؟؟؟؟؟؟
کانامه : مگه کری ؟
ریندو : نه ولی با جیغ های شماها کر میشم
ساکورا : ا/ت همین الان بهت گفت ریننننننننننن
ساکورا،کانامه : مثل زوج هااااااااا
ا/ت : نهههههه این چیز ......خب اسمش طولانیهههههههه
کانامه : خب ولی بازم .......
که یهو یه ماشین فوق لوکس میاد وقتی شیشه رو میده بایین با آدم پ....چیز کوکو روبه رو میشن
کوکو : اووو ریندو اومدی دختر بازی ؟
ریندو : ساکت شو آدم پولی
کانامه و ساکورا رو داریم که از خون دماغ مردن
ریندو : ا/ت پاشو تا کوکو هست بریم
ا/ت : هعی باشه
کانامه : ا/تتتتت بعدا شماره کوکو رو میدیییییی
کوکو : ها؟؟؟؟؟؟؟؟
ایزی ایزی تمام تمام راستییییی ۷۰ تایی شدنمون مبارک اصلا نفهمیدم چطوری از ۲ شدم ۷۰ مرسی از حمایت ها تون بوس بوس
_دیدار غیر منتظره_
ساکورا : ای بابا داداش اینا نداری ؟
ریندو لبخند موزیانه ای میزنه : چرا اگر بخوای شماره اونو بهت میدم ولی بایه شرط ......
ساکورا : هرچی باشه قبول میکنمممممم.
ریندو : مثل کنه بهش بچسبی
ساکورا : نمیگفتی هم این کار رو میکردم
و ا/ت داشت با اخم کم رنگی به خوش و بش اونا نگاه میکرد
کانامه زمزمه : اوووو ا/ت حسودیت شد ؟
ا/ت : ها ؟ چی نههههه
و بعد چند تا پسر دیگه میان که حالا به اونا کاری ندارم
ا/ت میره دستاش رو تو دستای ساکورا و ریندو میندازه و میبرتشون
ا/ت : خب دیگه بهتر بیریم یکم بگردی ! کانامه اگر نیای جا میمونی هاااااا !!!
کانامه : های های اومدم
میرن کلی گردش و خرید( خرید های ا/ت رو ریندو حساب کرد ) که آخر سر تقریبا ساعت های ۱۱ اینطورا بود که میرن رو یه تپه میشینن و به شهر و ستاره ها نگاه میکنن ( چرا عاشقانه داره میشه ؟)
ساکورا : اخیششششش خسته شدم ها
ا/ت : اوف اره
کانامه : هعی خوش به حالت همچین دوست پسری داری
کانامه این رو در حالی که میشست کنار ا/ت گفت و وقتی حرفش تموم شد ا/ت تنه ای به شوخی زد
ا/ت : بسه دیگه !
ساکورا : واقعا همچین پسری نسیب هر کسی نمیشه که پول خریدای طرف رو هم بده !
ا/ت که تازه دوزاریش افتاد : او راست میگه رین چقدر شد خریدا بعدا باید برات بریزم
کانامه و ساکورا : چیییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ریندو : چتونه؟؟؟؟؟؟
کانامه : مگه کری ؟
ریندو : نه ولی با جیغ های شماها کر میشم
ساکورا : ا/ت همین الان بهت گفت ریننننننننننن
ساکورا،کانامه : مثل زوج هااااااااا
ا/ت : نهههههه این چیز ......خب اسمش طولانیهههههههه
کانامه : خب ولی بازم .......
که یهو یه ماشین فوق لوکس میاد وقتی شیشه رو میده بایین با آدم پ....چیز کوکو روبه رو میشن
کوکو : اووو ریندو اومدی دختر بازی ؟
ریندو : ساکت شو آدم پولی
کانامه و ساکورا رو داریم که از خون دماغ مردن
ریندو : ا/ت پاشو تا کوکو هست بریم
ا/ت : هعی باشه
کانامه : ا/تتتتت بعدا شماره کوکو رو میدیییییی
کوکو : ها؟؟؟؟؟؟؟؟
ایزی ایزی تمام تمام راستییییی ۷۰ تایی شدنمون مبارک اصلا نفهمیدم چطوری از ۲ شدم ۷۰ مرسی از حمایت ها تون بوس بوس
- ۴۳۴
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط