part

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::
part²⁴"



قاشق بستنی رو از توی دهنش دراوردو از مغازه رفت بیرون..
میتونست هیاهوی داخل عمارت رو تصور کنه..نیشخندی زد..

جلوی مغازه دست به سینه وایساد..!
به گوشیش خیره شد..

چرا نیومدن؟
چرا پیداش نکردن؟خیلی دیر شده بود..یعنی تا الان نفهمیدن.؟
حتی گوشیش هم روشن بود ولی هنوز پیداش نکرده بودن..

اوفی گفت و به ساعت دور موچش خیره شد..
۷ونیم شب..

که یهو یه ون جلوش وایساد..لبخندی گوشاد زد که بادیگاردی نزدیکش شد..

ا.ت:زیر پام علف سبز شد..میخواستد نیایید من بیام..

سوار ون شد...
چیزی نگفت..ولی قلبش داشت توی دهنش می اومد..
نمیتونست حتی لحظه ای که باهاش رو به رو میشد رو ببینه..!


ون وایساد و وارد عمارت شد..ترس بدجوری ورش داشت..
کاملا پشیمون شده بود..!

وارد عمارت شد که ندیدتش..نبود؟
هنوز نیومده بود..
لبخندی زدو بدو بدو به سمته اتاقش رفت..
درو باز کرد و بدون روشن کردن برق اتاقش وارد شد..

بدحوری خسته شد بود..
تیشرتش رو از تنش در اوردو دستش رفت سمته شلوارش که یادش اومد..

جئون یه روح بود..

وای نه..دستش رفت سمته کلید برق اتاقش که صدای پشتش میخکوبش کرد..

جونگکوک:بلاخره تشریف اوردین‌.!

اروم اروم مثل ربات کمرش رو خم کرد که تیشرتش که روی زمین افتاده بود رو بگیره..
(نیم تنه پوشیده نترسید)

حتی نمیدونست کدوم نقطه اتاقشه..فقط نباید برمیگشت..

دسته سردش نشست روی کتفش و سریع برگردوندش..

ا.ت:فقط اولش..من.فرار نکردم.

تنهای جمله ای که میتونست برای دفاع از خودش بگه..

دست به سینه شدو خیره موند بهش و با حرف های دخترک سرش رو بالا و پایین میکرد..

جونگکوک:اها..فرار نکردی؟
ا.ت:فقط..میخواستم.برم بیرون..!

قدمی سمتش ور داشت که سریع دویید سمته حموم..
تا خواست درو ببنده پاش رو لای در گذاشت که روح از تنش خارج شد.


فقط با یک دستش در حموم رو کامل باز کرد..و دخترک رو زد کنار..

ولی..
بدجوری عصبی بود..اخماش توب هم بود و میتونست رگای گردنش رو ببینه..
مطمئن بود فقط رفته بود بیرون کاره دیگه ای نکرده بود..

جونگکوک:میتونی فقط واسم دردسر بیشتر درست نکنی؟(داد)

عربدش بدجوری ساکتش کرد..انتظارش میرفت..بنابراین زیاد تعجب نکرد..

قدم و قدم بهش نزدیک میشد که این بد بود..
بدتر از هر عربدش..
قدمه دیگه ای ور داشت که دقیقا ۱ سانتی متری بدنش باهاش بود..

جونگکوک:فقط داخل این چند روز..دختره خوبی باش!

کاملا تن صداش اومده بود پایین.!
خمار و اروم اروم حرف هاش رو داخل اون نزدیکی میگفت..!

دستش رو گذاشت روی لاله ی گوشش و تا فکش،دستش رو کشید..
دسته سردش بدنش رو لرزوند..
قدمی به عقب ور داشت که ولش کنه ولی برعکس توی بغلش گرفتتش..

کب کرده بود..
معنی حرکات هاش رو نمیفهمید!
ضربان قلبش رو دیگه حس نمیکرد چه برسه چقدر میزنه!..؟

به خودش که اومد با جای خالیش مواجه شد..
از حموم اومد بیرون و دراز کشید رو تخت..هنوز مونده بود!

اون بغل..بدجوری توی افکارش غرقش کرد..


ویو جونگکوک"


خودش رو انداخت روی تخت..
این چه حرکتی بود؟

کروباتش رو از دور گردنش شل تر کرد..سعی میکرد حرکت هاشو یادش نیاره..!

خسته بود و سریع خوابید..


ویو ا.ت"



بتو رو تا زیر فکش کشید بالا و بخاری رو بیشتر کرد..
لعنتی هنوز سردش بود..

به پنجرش خیره شد..حالا که شکسته بود کلی باد می اومد..
تا فردا مطمئن بود سرما میخوره..

لعنتی اینجوری نمیشد..بلند شدو جلوی پنجره وایساد..دستش رو زیر فکش گذاشت..
چیکار ک...

با دیدن سایه ای توی حیاط قلبش وایساد..یکی اونجا بود..
پشت دیوار قایم شدو اروم از پنجره خیره شد که دیدتش..
واقعا یه نفر اونجا بود..

سریع از اتاقش خارج شدو جلوی دره اتاق جونگکوک وایساد..

دستش رو مشت کرد تا خواست بزنه یاد اتفاق چند دقیقه پیش افتاد..

حتی نمیخواست ببینتش چه برسه حرف بزنه..!

دوباره خودش..!

مایتابه ای از اشپزخونه ور داشت و اروم وارد حیاط شد..

توی باغ بود..!
اروم حرکت کرد..سریع پرید همونجا ولی کسی نبود..
نههههه.
سریع دور و برش رو نگاه کرد..
کسی نبود.

قدمی ور داشت که صدایی از پشتش جیغش رو برد بالا..

جیمین:تو کی هستی؟

بدون اینکه برگرده سریع دووید..ولی با قدم بعدیش پاش خورد به یکی از گلدونه های اونجا..
تعادلش رو از دست داد و افتاد..

لعنتی..پاش
پیچ خوردو دردش داشت میکشتتش..

با دیدن سایه ش که داشت نزدیکش میشد بیشتر زجرش میداد..

دقیقا جلوش وایساده بود..سایش بغلش بود..

ا.ت:برو عقببب!

جیغش بلندتر از قبل بود..در واقع برای اینکه جونگکوک بیاد داشت جیغ میزد..
دست هاش رو اروم از روی صورتش ور داشت..


اشنا بود!
دیدگاه ها (۰)

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²³:"از ماشین پیاده شد..سیگاری در اورد و ...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²²"دستش رو مثل بالشت زیر سرش گذاشت و ظرف...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁸"دور تا دورش مه بود..جوری که نمیدونست ...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²0"به هیچی چیزه دیگه نتونست فکر کنه..اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط