لره داشت پولكي ميخورد و ميخنديد. بهش ميگن چرا ميخندي؟

لره داشت پولكي ميخورد و ميخنديد. بهش ميگن چرا ميخندي؟ ميگه والا ما هرچي بگيم شما ميگين لريم ولي به خدا اين چيپسا شيرينه ...!!!! ‎
دیدگاه ها (۶)

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part1نگین: هوووفف...

سناریو هانما پارت اخر

hiiii✨🧸introduction: اسمم یاس ولی یاسی صدام میزنن 🪽🦋لقبم باد...

حاجی.... همه چیو ولش واقعا میگم ولش الان بعضیا میگن اره یارو...

جماعت به خود تهکوکرای فشاری زیاد دیده اینم یکی دیگش که زیر پ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط