رمان شازده کوچولو
رمان شازده کوچولو
پارت ۱۲۰
ارسلان: دستشو پایین اوردم خم شدم روش
دیانا: ارسلان جونم اذیتم نکن دیگه
ارسلان: نوچ
دیانا: وقت حال بدی بود الکی جلوی دهنمو گرفتم به سمت دستشویی رفتم
ارسلان: دیانا عزیزم خوبی
دیانا: خودمو بی حالی زدم و از سرویس اومدم بیرون
ارسلان: خوبی ببینمت چیزی نمیخوای
دیانا: درسته ارسلان هربار حالم بد میشد اینجوری میکرد اما ار سری قند تو دلم آب میشد نگید نامردم ولی داشت اذیتم میکرد🤣
ارسلان: قربونت برم چیشد حالت بد شد چیزی اذیتت کرد
۵۲۰ تاییشدنمون مبارک قشنگا❤️⛓️
فردا پارت هدیه میدم 🥰
بریم واسه ۵۳۰ شدنمون🌷
باتاخیر
روز پسرای پیج مبارک✨️
پارت ۱۲۰
ارسلان: دستشو پایین اوردم خم شدم روش
دیانا: ارسلان جونم اذیتم نکن دیگه
ارسلان: نوچ
دیانا: وقت حال بدی بود الکی جلوی دهنمو گرفتم به سمت دستشویی رفتم
ارسلان: دیانا عزیزم خوبی
دیانا: خودمو بی حالی زدم و از سرویس اومدم بیرون
ارسلان: خوبی ببینمت چیزی نمیخوای
دیانا: درسته ارسلان هربار حالم بد میشد اینجوری میکرد اما ار سری قند تو دلم آب میشد نگید نامردم ولی داشت اذیتم میکرد🤣
ارسلان: قربونت برم چیشد حالت بد شد چیزی اذیتت کرد
۵۲۰ تاییشدنمون مبارک قشنگا❤️⛓️
فردا پارت هدیه میدم 🥰
بریم واسه ۵۳۰ شدنمون🌷
باتاخیر
روز پسرای پیج مبارک✨️
- ۲.۹k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط