شما یادتون نمیاد، یه زمانی یه آقایی خیانت کرده بود بعد خا

شما یادتون نمیاد، یه زمانی یه آقایی خیانت کرده بود بعد خانمش توی آفتابه جای آب اسید ریخته بود.
بعد اون خبر هروقت می‌رفتم دستشویی اول سه قلپ آب آفتابه رو میخوردم بعد خودمو می‌شستم.
دیدگاه ها (۱)

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

رسیدی به پله‌های آخر بهشت.یه پله مونده.خدا می‌گه: می‌بخشیش؟م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

۳ پارتی

فیک تهیونگ عشق اجبار

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط