توی سرم نیست دگر سودای عاشقی

توی سرم نیست دگر سودای عاشقی!
خشکیده کنج طاقچه این گلای رازقی...
دیدگاه ها (۰)

خودتم خوب میدونی وقتی بعد از تایپ چند خط، یهو میزنی همشو پاک...

دلـت که گیر باشدکارت تمام است ‌! هر کاری کنی کنـده نمیشوداز ...

چیکار کردی با چشام که دلم بد گرفته اما گریه نمیگیره...

بعضی وقتا فراموش میکنم که اونم یه آدمه

•نیست در این دل ، دگر شوق جوانی..🖤

شعر زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط