#برادرناتنیمن
#برادرناتنیمن
#Part_27
·
·
·
بدو بدو رفتم توی حیاط ؛ قبل از اینکه برم توی خونه ، از پنجره داخل خونه ا/تو نگاه کردم....
یه مرد داشت ا/تو می//ب..وس//ید و اون مرد سوکهون بود!
همون لحظه صدای شکست قلبمو شنیدم..
ب.ی.بیگرل.. کاری میکنم خودت با پاهای خودت برگردی به آغوشم.! [ این جمله رو وقتی گفت که هم داشت میخندید ، و هم گریه میکرد.. ]
از عمارت زدم بیرون ؛
رفتم سمت يه گلفروشی و یه ساک پول گذاشتم روی میز .
بهش آدرس خونهٔ ا/تو دادم و بهش گفتم هر روز براش گل سیاه بفرسته..
گل سیاه ، نماد اینه که تو مال منی..٭
رفتم سمت یه هتل..
امشب رو اسپانیا موندم ؛ فردا شب پرواز داشتم به سمت سئول..
ب.ی.بیگرل..خودت میای پیشم!
فلشکارت به زمان قبل >>
ویو ا/ت >>
امروز سوکهون قرار بود بیاد خونمون..
شروع کردم به درست کردن چند تا غذا . سوکهون توی این 3 سال کلی کمکم کرد..کلی حمایتم کرد..
یه روز که باهم دیگه رفته بودیم پارک گوئل [ یکی از مکانهای بارسلونا ] ،،
کنار دریاچهای که توی پارک بود ، زانو زد و ازم خاستگاری کرد..
و امروز دومین سالیه که باهمیم و امروز سالگرد نامزدیمونه..!
صدای زنگ در خونه اومد و در رو باز کردم...
سوکهون : " سلام عشقم "
ا/ت : " سلام عشق من . "
سوکهون محکم بغلم کرد..
·
·
·
خمارییی تا پارت بعدییی…☕️✨
#Part_27
·
·
·
بدو بدو رفتم توی حیاط ؛ قبل از اینکه برم توی خونه ، از پنجره داخل خونه ا/تو نگاه کردم....
یه مرد داشت ا/تو می//ب..وس//ید و اون مرد سوکهون بود!
همون لحظه صدای شکست قلبمو شنیدم..
ب.ی.بیگرل.. کاری میکنم خودت با پاهای خودت برگردی به آغوشم.! [ این جمله رو وقتی گفت که هم داشت میخندید ، و هم گریه میکرد.. ]
از عمارت زدم بیرون ؛
رفتم سمت يه گلفروشی و یه ساک پول گذاشتم روی میز .
بهش آدرس خونهٔ ا/تو دادم و بهش گفتم هر روز براش گل سیاه بفرسته..
گل سیاه ، نماد اینه که تو مال منی..٭
رفتم سمت یه هتل..
امشب رو اسپانیا موندم ؛ فردا شب پرواز داشتم به سمت سئول..
ب.ی.بیگرل..خودت میای پیشم!
فلشکارت به زمان قبل >>
ویو ا/ت >>
امروز سوکهون قرار بود بیاد خونمون..
شروع کردم به درست کردن چند تا غذا . سوکهون توی این 3 سال کلی کمکم کرد..کلی حمایتم کرد..
یه روز که باهم دیگه رفته بودیم پارک گوئل [ یکی از مکانهای بارسلونا ] ،،
کنار دریاچهای که توی پارک بود ، زانو زد و ازم خاستگاری کرد..
و امروز دومین سالیه که باهمیم و امروز سالگرد نامزدیمونه..!
صدای زنگ در خونه اومد و در رو باز کردم...
سوکهون : " سلام عشقم "
ا/ت : " سلام عشق من . "
سوکهون محکم بغلم کرد..
·
·
·
خمارییی تا پارت بعدییی…☕️✨
- ۵۳۴
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط